Tuesday، June 16، 2009

٭ ...

جوگیر شده‌م؟ شاید. هر چی هست داغونم. داغون...
امروز دانشگاه نرفتم که راحت برای خودم گریه کنم و از این که کسی بی‌هوا در رو باز کنه و بعد از دیدن قیافه‌م دستم رو بگیره ببره من رو روی چمن‌های دانشگاه بنشونه تا حالم خوب شه نترسم. امروز دیگه حالم خوب هم نمی‌شه...

می‌تونین فحش بدین بهم، ولی شماها که ایران هستین دلتون گرم تر از دل ماهاست اگه بیرون می‌رین و دست‌های هم رو می‌گیرین. ما شاید نه، اما من این‌جا فقط خون می‌بینم تو عکس‌ها و حس‌م خشم‌ه. دلگرمی نیست. حالم بده...


پ.ن. اینو الان دیدم تو فاصله‌ی رفرش کردن‌های هر سه ثانیه یک بارم برای دیدن لینک‌هایی که بچه‌ها می‌ذارن روی فیس‌بوک. درست نگفتم. همیشه خشم نیست. دل منم گاهی گرم می‌شه، گیرم همرامش هق هق هم بیاد...



........................................................................................