|
|
Sunday، November 27، 2005
٭
........................................................................................بچهها دست میزدن و شعار میدادن که «رییس انتصابی، استعفا، استعفا». یه دختره یه پلاکارد آورد که روش نوشته شده بود «کابینهی هفتاد میلیونی: مرد سال ریاضی و شاگرد اول فنی عزل شد». بعد از تو شلوغی یه راه درست کردیم واسه عبور استادایی که از مراسم تودیع میومدن و هرکدوم که رد میشد داد میزدیم «اساتید، اساتید، حمایت، حمایت» و بعضیا لبخند میزدن و بعضیای دیگه یا عین خیالشون نبود، یا اینقدر ناراحت بودن که فک میکردی صدای بچهها رو نمیشنون. بعد فرجیدانا اومد و همه تا جون داشتیم براش داد زدیم که دوسِش داریم. آخر سر هم خودش که فک میکردیم از در پشتی بیرون میبرنش با كمال وقاحت از بین جمعیت رد شد و همه تا تونستن هوش کردن، ولی فک میکنم روش خیلی بیشتر از اینا بود که بهش بربخوره. بچهها همه دویدن دنبالش تا دری که به 16 آذر باز میشه و اون بعد از اینکه عمامهاش از سرش افتاد به خاطر فشار بچهها، بیرون رفت. من خوب نمیدیدم چه اتفاقی داره میفته فقط میدیدم بچه ها دارن داد میزنن «وحشی، وحشی» و چند تا پلیس هم دیدم ولی نمیدونم کاری داشتن با بچهها یا نه. بعد رفتیم طرف سردر دانشگاه و باز طبق معمول اتوبوس آوردن جلوی در که از بیرون دیده نشیم. من و خیلیای دیگه فک میکردیم هموجا میشینیم، ولی بچههای حقوق همه رو کشوندن دانشکدهی خودشون و من نفهمیدم تو ساختمون انجمن اسلامیشون چه خبر شد، فقط صدای در اونجا رو میشنیدم که باز و بسته میشد و دیدم که چند تا استاد و انگار رییس دانشکدهشون همراه دانشجوهای انجمنی اومدن بیرون از اونجا و چند نفر گفتن که بین بچهها درگیری شده - خودم چیزی ندیدم. بعد یه پسره رفت بالا و از همه خواست که برن بیرون و تأکید کرد که حرکتمون خودجوش بوده! بعد؟ بعد نداره دیگه. همهچی تموم شد. انگار نه انگار که رییس مهمترین دانشگاه کشور تحصیلات دانشگاهی نداره. انگار نه انگار که رییس کمیته بوده. یکی میگفت انگار نه انگار که مرد سال حوزه هم نشده. پ.ن. دلم نیومد صفحهام رو کثیف کنم. هر کی خواست عکسش رو ببینه بره اینجا. *** پینوشت بیربط: ممیز هم مُرد./ نوشته شده در ساعت 5:02 PM توسط <نون-جیم>
|
صفحه ی اصلی
|